تاریخ انتشار : جمعه ۱۴ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۹
کد خبر : 2276

یادداشت؛

ترامپ؛ پادشاهِ برهنه در اتاق آینه‌ها!

ترامپ؛ پادشاهِ برهنه در اتاق آینه‌ها!
جنگ ایران از ترامپ یک تصویر ماندگار ساخت: مردی که هرچه در میدان واقعی گیر می‌کند، در دنیای مجازی بیشتر بساط راه می‌اندازد؛ پادشاهی برهنه، محبوس در اتاق آینه‌ها.

به گزارش گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلیباآرادان نقل از  «مرآت»، یک کارشناس سیاسی در یادداشتی نوشت: برای فهمیدن وضعیت جنگ آمریکا با ایران، نیازی به اخبار پنتاگون نیست؛ کافی است موبایل را بردارید و وارد شبکه‌ اجتماعی ترامپ شوید!  آنجا، در جهانی که رئیس‌جمهور آمریکا نیمه‌شب‌ها خلق می‌کند، جنگ نه یک عملیات نظامی، که یک کمدی است که کارگردانش وسط اجرا، هم دیالوگ را عوض می‌کند و هم پایان‌بندی را.

قصه‌ این روزهای ترامپ در خاورمیانه، حکایت مردی است که وسط میدان فریاد می‌زند: «نگران نباشید، همه‌چیز تحت کنترل است!» اما وقتی گرد و خاک می‌خوابد، می‌بینند هم اسبش در رفته و هم نقشه را برعکس گرفته است. شب با حروف درشت ایران را به «حمله‌ سخت» تهدید می‌کند، صبح از «مذاکرات عالی» می‌گوید، ظهر گرانی بنزین را بی‌اهمیت می‌خواند و عصر دوباره به همان لحن آتشین برمی‌گردد. انگار هر چند ساعت یک‌بار، نسخه‌ متناقضی از یک فرمانده آپلود می‌شود.

ترامپ می‌خواهد همزمان ژنرال، دلال نفت و ناجی غرب باشد، اما هر بار گریم نقش قبلی‌اش لو می‌رود. یک روز می‌گوید اگر سوخت گران شد «که شد»، چون آمریکا خودش نفت می‌فروشد؛ اما وقتی صدای مردم درمی‌آید، تورم پمپ‌بنزین‌ها را کوچک جلوه می‌دهد. از یک سو به متحدان ناتو می‌تازد که چرا خودشان امنیت تنگه هرمز را تأمین نمی‌کنند، و از سوی دیگر ژست استغنا می‌گیرد که آمریکا به هیچ‌کس نیاز ندارد. این دیگر اقتدار نیست؛ قهر طلبکارانه‌ کسی است که گیر افتاده اما خجالت می‌کشد کمک بخواهد.

استراتژی اصلی او پناه بردن به توهم است. هر وقت در میدان واقعی به صخره می‌خورد، در صفحه‌ شخصی‌اش یک پیروزی مجازی می‌سازد. بیرون از گوشی اما، نفت و بازار کار خودشان را می‌کنند. انگار ترامپ به این نتیجه رسیده که اگر واقعیت باب میلش نیست، می‌تواند یک واقعیتِ فیک بسازد و در اینترنت پخش کند؛ شبیه شاگردی که برگه‌ی سفیدش را تحویل می‌دهد و می‌گوید: «جواب‌ها در ذهنم کاملاً درست بود!»

به همین دلیل است که آمریکایی‌ها دیگر به این نمایش با خشم نگاه نمی‌کنند، بلکه به آن می‌خندند. جیمی کیمل تناقض‌های ترامپ را «هیاهوی انحرافی» می‌خواند و می‌گوید او بیشتر با «استخوان‌هایش» تصمیم می‌گیرد تا با مغزش. جان استوارت طعنه می‌زند که این جنگ نه هدف روشنی دارد و نه پایان مشخصی، و استیون کولبرت استراتژی ترامپ را به «پازل هزارتکه» تشبیه می‌کند؛ اول قطعه‌ها را وسط اتاق می‌ریزد، بعد تازه می‌پرسد قرار بود چه تصویری بسازیم؟!

پشت این کمدی، بن‌بستی عمیق نهفته است. کسی که واقعاً دست بالا را داشته باشد، نیازی ندارد هر ساعت برای بازار مُسکن تجویز کند یا پیروزی بسته‌بندی‌شده به خوردِ رأی‌دهندگان بدهد. ترامپ در این جنگ نه یک ژنرال فاتح، بلکه آشپزی است که خودش شعله را زیاد کرده و حالا کنار دیگِ سررفته ایستاده و می‌گوید: «دستور پخت دقیقاً همین بود!»

خلاصه اینکه صدای ترامپ هنوز بلند است، اما دیگر ترس تولید نمی‌کند. وقتی افکار عمومی و کمدین‌ها، حرف‌های پرزیدنت را با پوزخند دنبال می‌کنند، یعنی تصویر مقتدرانه‌ی او ترک برداشته است. جنگ ایران از ترامپ یک تصویر ماندگار ساخت: مردی که هرچه در میدان واقعی گیر می‌کند، در دنیای مجازی بیشتر بساط راه می‌اندازد؛ پادشاهی برهنه، محبوس در اتاق آینه‌ها.

نویسنده: حسن عرفانیان- کارشناس مسائل سیاسی

انتهای خبر/

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

سیزده + 14 =