باآرادان گزارش میدهد
جهان پر از تصویر؛ اما فقیر از روایت

به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی باآرادان نقل از «مرآت»، انسان از آغاز تمدن نه فقط برای ثبت جهان، بلکه برای فهم آن دست به نوشتن برد. نوشتن از ابتدا صرفاً ابزار انتقال خبر نبود، بلکه شیوهای برای نگهداشت تجربه، معنا و حافظه جمعی بشر محسوب میشد.
از تصویر تا روایت
اما امروز جهان بیش از هر زمان دیگری در محاصره تصویر قرار دارد؛ تلفنهای همراه و شبکههای اجتماعی لحظهها را با سرعتی بیسابقه ثبت میکنند. با این حال، این پرسش جدیتر از همیشه مطرح است که آیا تصویر بهتنهایی میتواند حافظه یک جامعه را حفظ کند؟
در نگاه بسیاری از صاحبنظران، میان «ثبت لحظه» و «فهم لحظه» تفاوتی بنیادین وجود دارد. تصویر، آنچه را دیده میشود منتقل میکند؛ اما نوشتن، تجربه را از سطح مشاهده به لایههای درونیتر میبرد؛ جایی که احساس، تحلیل، تردید و معنا شکل میگیرد.
از همین روست که مهمترین تجربههای بشری در نهایت به متن تبدیل شدهاند؛ از متون تاریخی و فلسفی تا خاطرات و نامههایی که قرنها بعد هنوز امکان گفتوگو با گذشته را فراهم میکنند.
اگر نوشتار در تاریخ بشر باقی نمیماند، امروز بخش بزرگی از حافظه تمدنها نیز در دسترس نبود. بسیاری از جوامع نه با بناها و تصاویر، بلکه با متنهایی شناخته میشوند که نوع نگاه انسان به جهان را ثبت کردهاند.
بحران روایت در عصر شبکههای اجتماعی
مهدی زارع در گفتوگو با خبرنگار «مرآت» با اشاره به تفاوت تصویر و نوشتار میگوید: «تصویر، مستقیم آنچه دیده میشود را منتقل میکند، اما نوشتن از ذهن عبور میکند و به مفهوم تبدیل میشود. همین فرایند، به نوشتار عمق بیشتری میدهد.»
او معتقد است نوشتن صرفاً ابزار انتقال اطلاعات نیست، بلکه بخشی از فرایند شکلگیری تفکر انسانی است؛ نقشی که در تاریخ، در انتقال دانش و تجربه بسیار تعیینکننده بوده است.
زارع در ادامه میافزاید: «بخش زیادی از دانشی که امروز در اختیار بشر است، از مسیر نوشتار باقی مانده است. ما هنوز به نوشتههایی دسترسی داریم که مربوط به صدها و حتی هزاران سال پیش هستند و از طریق آنها با گذشته ارتباط برقرار میکنیم.»
او برای روشنتر شدن موضوع مثالی ساده میزند: «اگر فردی برای نخستین بار خواص یک گیاه را کشف کند اما آن را ثبت نکند، با از بین رفتن او آن دانش نیز از بین میرود. اما نوشتن، تجربه را برای نسلهای بعدی حفظ میکند.»
کارشناسان فرهنگی بر این باورند که مسئله امروز تنها حفظ متون تاریخی نیست، بلکه ثبت تجربههای معاصر نیز بخشی از مسئولیت فرهنگی جوامع است. جامعهای که روایت خود را ننویسد، بهتدریج حافظهاش را به روایت دیگران واگذار میکند.
در بسیاری از مناطق، بخش مهمی از تجربههای زیسته، آیینها و خاطرات جمعی هنوز بهصورت شفاهی منتقل میشود؛ روایتهایی که با حذف نسل راویان، بهتدریج از حافظه جمعی خارج میشوند.
نمونه این وضعیت را میتوان در شهرهایی مانند شهمیرزاد دید؛ جایی که بخش قابل توجهی از هویت تاریخی و فرهنگی آن از طریق منابع مکتوب حفظ شده است. اگر پژوهشها و نوشتههای مربوط به تاریخ و فرهنگ این منطقه ثبت نمیشد، امروز بخشهایی از حافظه محلی آن نیز از بین رفته بود. آثار پژوهشگرانی مانند صادق ملک شهمیرزادی نیز بخشی از همین حافظه مکتوب به شمار میرود.
جمعبندی: حافظهای که در خطر سطحی شدن است
با این حال، مسئله اصلی امروز صرفاً کمبود نوشتار نیست، بلکه ضعف در تبدیل نوشتار به «روایت اثرگذار» است. حجم تولید محتوا بسیار افزایش یافته، اما همه این تولیدات الزاماً به شکلگیری روایتهای ماندگار منجر نمیشوند.
در چنین شرایطی، خطر اصلی نه فراموشی کامل، بلکه «سطحی شدن حافظه جمعی» است؛ جایی که همهچیز ثبت میشود، اما کمتر چیزی به فهم مشترک و عمیق تبدیل میشود.
از این منظر، مسئله امروز تنها نبود روایت نیست، بلکه کاهش قدرت روایتسازی در جامعه است؛ جایی که تصویر سریعتر از متن تولید میشود، اما متن کمتر فرصت تبدیل شدن به مرجع فکری و فرهنگی پیدا میکند.
اگر این روند ادامه یابد، جامعهای شکل میگیرد که در آن همهچیز دیده میشود، اما کمتر چیزی فهم میشود؛ و این همان نقطهای است که نوشتن باید دوباره از یک فعالیت فردی، به یک ضرورت فرهنگی و اجتماعی تبدیل شود.
در نهایت، توسعه فضای مجازی اگرچه ثبت لحظهها را آسانتر کرده، اما حجم گستردهای از اطلاعات پراکنده و بینظم نیز تولید کرده است؛ محتوایی که ممکن است دیده شود، اما الزاماً در حافظه تاریخی ماندگار نمیشود.
شاید مسئله اصلی همین باشد: انسان امروز بیش از هر زمان دیگری «ثبت» میکند، اما کمتر «روایت» میسازد. در حالی که تاریخ، صرفاً مجموعهای از تصاویر نیست، بلکه شبکهای از روایتها و معناهایی است که انسان برای فهم جهان خود خلق کرده است.
از این منظر، نوشتن همچنان جایگاه خود را حفظ کرده است؛ زیرا انسان تنها برای ثبت آنچه دیده نمینویسد، بلکه برای فراموش نکردن آنچه فهمیده، دست به نوشتن میزند.
شاید تمدنها با سنگ و بنا شناخته شوند، اما آنچه آنها را در حافظه قرنها زنده نگه میدارد، روایتهایی است که به زبان نوشته درآمدهاند.
انتهای خبر/
برچسب ها :حافظه تاریخی ، عصر تصویر ، فرهنگ و رسانه ، نمایشگاه کتاب تهران ، نوشتن و روایت
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0