تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۷:۵۳
کد خبر : 2846

فساد پهلوی

فساد دربار پهلوی؛ روایت اسناد و پژوهشگران

فساد دربار پهلوی؛ روایت اسناد و پژوهشگران
بررسی اسناد تاریخی و دیدگاه پژوهشگران نشان می‌دهد فساد اقتصادی و اخلاقی در دربار پهلوی چگونه به بی‌اعتمادی عمومی، گسترش نارضایتی اجتماعی و در نهایت تضعیف مشروعیت سیاسی حکومت انجامید.

به گزارش خبرنگار فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی باآرادان نقل از «مرآت»، در سال‌های منتهی به انقلاب ۱۳۵۷، یکی از مهم‌ترین محورهای اعتراض عمومی و تحلیل نخبگان سیاسی و تاریخی در داخل کشور، مسئله فساد گسترده در دربار پهلوی بود. این فساد در دو سطح اساسی اقتصادی و اخلاقی گزارش شده که به‌زعم منتقدان، نه تنها بنیان‌های سیاسی شاهنشاهی را سست کرد، بلکه اعتماد عمومی را به حکومت به‌طور جدی خدشه‌دار ساخت.

بر اساس مقالات و اسناد منتشرشده در پایگاه تاریخ معاصر پژوهشکده تاریخ معاصر ایران (IICHS)، فساد خاندان پهلوی در گستره وسیعی از رانت‌خواری، حیف‌ومیل بیت‌المال، قاچاق و تجمل‌گرایی تا رفتارهای غیراخلاقی و ترویج سبک زندگی غربی قابل مشاهده بود.

چگونه فساد در ساختار حکومت پهلوی رخنه کرد؟

اسناد منتشر شده از دربار پهلوی نشان می‌دهد، فساد مالی و اخلاقی در دربار پهلوی «در اشکال مختلف، تکاثر، تجمل، حیف و میل، قاچاق، حاتم‌بخشی‌های بی‌مورد، رانت‌خواری و فسادهای اخلاقی» بروز کرده بود و محمدرضا پهلوی حتی از بدو رسیدن به قدرت به فکر ثروت‌اندوزی شخصی افتاد.

در همین راستا، یکی از اقداماتی که خاندان پهلوی برای ایجاد فساد سیستماتیک در ساختار قدرت انجام داد، ایجاد بنیاد پهلوی بود. بنیاد پهلوی، نهادی که به ظاهر برای امور خیریه و توسعه ایجاد شد، به‌زعم منتقدان به ابزاری برای تجمیع منابع مالی کشور به نفع خاندان سلطنتی و نزدیکانش تبدیل شد؛ نهادی که دربرگیرنده پروژه‌های اقتصادی پرسود و قابل تفسیر به عنوان رانت‌خواری دولتی بود. بنیاد پهلوی در عمل به یکی از کانون‌های اصلی فساد سیستماتیک و تمرکز ثروت در دوره پهلوی تبدیل شد.

اسناد دیگر نیز نشان می‌دهند که فساد مالی دربار پهلوی تنها محدود به ساختارهای داخلی نبود. گزارش‌های اسناد سفارت آمریکا در تهران در دهه ۱۳۵۰ میلادی حکایت از درآمدهای پنهان، روابط تجاری گسترده و مالکیت منابع اقتصادی توسط خانواده سلطنتی دارد، به‌گونه‌ای که منافع این خاندان از صنایع مختلف از سیمان تا کشاورزی گسترش یافته بود.

فساد اخلاقی؛ از دربار تا فرهنگ عمومی

فساد دربار پهلوی تنها به سوء‌استفاده اقتصادی ختم نمی‌شد. گزارش‌های متعدد و تحلیل‌های تاریخی نشان می‌دهد که رفتارهای غیراخلاقی و سبک زندگی اشرافی و غرب‌زده در اعضای خاندان به‌ویژه در میان خواهر شاه، اشرف پهلوی، با واکنش منفی بسیاری همراه بود. گفته می‌شود اشرف علاوه بر فساد مالی، در زمینه‌های قاچاق مواد مخدر، قمار و خوش‌گذرانی‌های افراطی نیز نقش داشته است.

روزنامه‌ها و رسانه‌ها نیز خاطرات و روایت‌هایی منتشر کرده‌اند که نشان می‌دهد در حالی که بخش بزرگی از جامعه با مشکلات اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کرد، دربار پهلوی به مصرف‌گرایی، میهمانی‌های پرهزینه و زندگی لوکس می‌پرداخت.

پیامدهای فساد بر جامعه و سیاست ایران

بر اساس تحلیل تاریخ‌نگاران، گستردگی فساد در دربار پهلوی یکی از عوامل مهم بی‌اعتمادی عمومی به حکومت و موج اعتراضات مردمی بود که نهایتاً به سقوط سلطنت منجر شد. در یادداشت‌های تاریخی و سخنان رهبران انقلاب اسلامی نیز بارها به نقش فساد در سست‌کردن پایه‌های حکومت پهلوی اشاره شده است.

واکاوی تاریخی و سیاسی فساد دربار پهلوی از نگاه اساتید دانشگاه

در کنار اسناد تاریخی و گزارش‌های منتشرشده درباره فساد اقتصادی و اخلاقی خاندان پهلوی، دیدگاه اساتید دانشگاه و تحلیلگران تاریخ و علوم سیاسی می‌تواند تصویر دقیق‌تری از ماهیت و پیامدهای این پدیده ارائه دهد؛ فسادی که به گفته بسیاری از پژوهشگران، از سطح رفتارهای فردی فراتر رفت و به یک ویژگی ساختاری در نظام پهلوی تبدیل شد.

دربار پهلوی درگیر فساد سیستماتیک بود

در همین زمینه، سیدامیر سادات کرمی پژوهشگر تاریخ در گفتگو با خبرنگار ما، با تأکید بر این‌که فساد در دوره پهلوی دوم «تصادفی یا محدود به چند چهره خاص» نبود، آن را نتیجه مستقیم تمرکز قدرت و ثروت در دربار دانست.

او با اشاره به نقش محمدرضا پهلوی و اطرافیانش در شکل‌گیری این وضعیت گفت: وقتی ساختار سیاسی به‌گونه‌ای طراحی می‌شود که شاه و خاندانش عملاً بالاتر از قانون قرار می‌گیرند، زمینه برای فساد سیستماتیک فراهم می‌شود. در دوره پهلوی دوم، نه‌تنها نظارت مؤثری بر فعالیت‌های اقتصادی دربار وجود نداشت، بلکه بسیاری از نهادهای اقتصادی عملاً در خدمت منافع شخصی خانواده سلطنتی قرار گرفتند.

این پژوهشگر تاریخ معاصر با اشاره به تاسیس بنیاد پهلوی افزود: بنیاد پهلوی در ظاهر با هدف امور خیریه و توسعه اقتصادی تأسیس شد، اما در عمل به یکی از ابزارهای اصلی انتقال ثروت عمومی به دارایی‌های خصوصی خاندان سلطنتی تبدیل شد. این بنیاد در صنایع مختلف از بانکداری و بیمه گرفته تا کشاورزی، ساختمان و واردات نقش داشت و به دلیل ارتباط مستقیم با شاه، از هرگونه پاسخگویی مصون بود.

سادات کرمی تأکید کرد که چنین وضعیتی باعث شد بخش بزرگی از جامعه، به‌ویژه طبقات متوسط و پایین، احساس کنند که شکاف عمیقی میان حکومت و مردم ایجاد شده است.

وی ادامه داد: وقتی مردم می‌دیدند درآمدهای نفتی کشور به جای بهبود معیشت عمومی صرف تجمل‌گرایی دربار و انباشت ثروت در دست عده‌ای خاص می‌شود، طبیعی بود که احساس بی‌عدالتی و خشم اجتماعی افزایش پیدا کند. این نارضایتی‌ها به‌تدریج به یک بحران مشروعیت برای حکومت پهلوی تبدیل شد.

این پژوهشگر تاریخ همچنین به نقش اسناد خارجی در روشن‌شدن ابعاد فساد اشاره کرد و گفت: اسناد منتشرشده از سفارت آمریکا و گزارش‌های محرمانه آن دوره نشان می‌دهد که حتی متحدان خارجی شاه نیز از میزان دخالت خانواده سلطنتی در اقتصاد کشور آگاه بودند. این اسناد تأیید می‌کند که فساد اقتصادی در آن دوران یک مسئله شناخته‌شده و فراگیر بوده است.

در مجموع، آنچه از بررسی اسناد تاریخی و اظهارات پژوهشگران برمی‌آید، این است که فساد در دوره پهلوی تنها به حوزه اقتصاد محدود نمی‌شد و ابعاد فرهنگی و اخلاقی آن نیز به‌تدریج در سطح جامعه بازتاب پیدا کرد. فاصله فزاینده میان سبک زندگی دربار و واقعیت‌های اجتماعی، موجب شد فساد از یک مسئله اداری و مالی، به یک معضل اجتماعی و سیاسی تبدیل شود؛ معضلی که پیامدهای آن در دهه‌های پایانی حکومت پهلوی به‌وضوح قابل مشاهده بود. در همین چارچوب، بررسی تأثیر رفتارهای اخلاقی خاندان سلطنتی بر افکار عمومی، زاویه دیگری از این موضوع را روشن می‌کند.

دربار پهلوی نمادی از از فساد، تبعیض و بی‌تعهدی اخلاقی بود

در همین راستا ابوالفضلی استاد علوم سیاسی دانشگاه نیز با تمرکز بر ابعاد اخلاقی فساد در دربار پهلوی، تأثیر آن را بر افکار عمومی و تحولات سیاسی کشور تشریح کرد.

او در گفتگو با خبرنگار ما گفت: فساد اخلاقی خاندان پهلوی را نباید صرفاً به‌عنوان مجموعه‌ای از رفتارهای شخصی تحلیل کرد. این رفتارها در جامعه‌ای مانند ایرانِ آن زمان، که هنوز پیوندهای عمیقی با ارزش‌های سنتی و دینی داشت، به یک مسئله سیاسی تبدیل شد.

این استاد علوم سیاسی افزود: سبک زندگی اشرافی، روابط شخصی پرحاشیه، میهمانی‌های پرهزینه و بی‌توجهی آشکار به حساسیت‌های فرهنگی جامعه، باعث شد بخش زیادی از مردم احساس کنند که حاکمان نه‌تنها مشکلات آنان را درک نمی‌کنند، بلکه عمداً خود را از جامعه جدا کرده‌اند.

وی با اشاره به نقش برخی چهره‌های شاخص دربار گفت: وقتی اخبار و روایت‌هایی درباره رفتارهای غیراخلاقی برخی اعضای خاندان سلطنتی منتشر می‌شد، این موضوع در ذهن افکار عمومی به کل نظام تعمیم داده می‌شد. در واقع، دربار به نمادی از فساد، تبعیض و بی‌تعهدی اخلاقی تبدیل شده بود.

این استاد علوم سیاسی تأکید کرد که فساد اخلاقی در کنار فساد اقتصادی، یک اثر دوگانه بر جامعه داشت: از یک‌سو، نارضایتی اجتماعی را تشدید می‌کرد و از سوی دیگر، به مخالفان سیاسی این امکان را می‌داد که حکومت پهلوی را به‌عنوان نظامی فاقد مشروعیت اخلاقی معرفی کنند. این مسئله به‌ویژه در دهه ۵۰ شمسی، در گفتمان‌های انقلابی و مذهبی بسیار پررنگ شد.

نتیجه‌گیری

در مجموع، مرور شواهد تاریخی نشان می‌دهد که فساد اقتصادی و اخلاقی در ساختار دربار پهلوی و شخص شاه، تنها یک مسئله فردی یا مقطعی نبود، بلکه به‌تدریج به بخشی از سازوکار قدرت تبدیل شد. تمرکز ثروت، رانت‌های گسترده، فاصله فزاینده میان حاکمیت و مردم و بی‌توجهی به مطالبات اجتماعی، زمینه بی‌اعتمادی عمومی را فراهم کرد و مشروعیت سیاسی حکومت را تضعیف ساخت. از این منظر، سقوط نظام پهلوی را نمی‌توان صرفاً نتیجه تحولات سیاسی دانست، بلکه پیامد طبیعی انباشت نارضایتی ناشی از فساد اخلاقی و اقتصادی در بالاترین سطوح قدرت نیز به شمار می‌آید.

انتهای پیام/

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

5 + چهارده =