تاریخ انتشار : یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۸:۳۵
کد خبر : 2893

یادداشت؛

پایان بازی دوگانه

پایان بازی دوگانه
بازداشت اخیر برخی فعالان سیاسی بار دیگر مرز میان نقد سیاسی و ورود به پروژه‌های فشار خارجی را به صدر مباحث امنیتی کشور بازگرداند؛ موضوعی که به‌گفته کارشناسان، نشانه پایان دوره بازی هم‌زمان در دو زمین است.

به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری‌تحلیلی باآرادان نقل از «مرآت»، کارشناس سیاسی در یادداشتی اختصاصی با اشاره به تحولات اخیر و هم‌زمانی معنادار برخی مواضع داخلی با راهبردهای اعلامی مقامات آمریکایی، نوشت: در ادبیات امنیتی، یک اصل بنیادین و غیرقابل انکار وجود دارد؛ هنگامی که دشمن به‌صورت علنی از «مهره‌های درون‌ساختار» سخن می‌گوید، موضوع دیگر در چارچوب اختلاف‌نظرهای سیاسی یا رقابت‌های جناحی قابل بررسی نیست، بلکه مستقیماً به سطح هشدار امنیتی ارتقا پیدا می‌کند. در چنین شرایطی، هرگونه کنش، موضع‌گیری یا تولید روایت که در امتداد این راهبرد معنا شود، ناگزیر با واکنش نهادهای مسئول روبه‌رو خواهد شد.

بازداشت برخی چهره‌های شاخص جریان اصلاحات رادیکال، از جمله آذر منصوری و چند فعال همسو، در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ رخدادی که برای ناظران تحولات سیاسی کشور، نه غیرمنتظره بود و نه دور از پیش‌بینی. هم‌زمانی این بازداشت‌ها با مواضع علنی مقامات آمریکایی، به‌ویژه اظهارات مارکو روبیو، وزیر خارجه ایالات متحده، درباره «تغییر رژیم با استفاده از عناصر داخل ساختار»، پرسش‌های جدی و قابل تأملی را در فضای کارشناسی و رسانه‌ای کشور به‌دنبال داشته است.

وقتی یک مقام رسمی آمریکایی آشکارا از چنین راهبردی سخن می‌گوید و هم‌زمان در داخل کشور، بیانیه‌ها، مصاحبه‌ها و مواضعی منتشر می‌شود که کلان‌روایت‌هایی همچون «بحران مشروعیت»، «بن‌بست سیاسی» و «فروپاشی ساختار» را برجسته می‌کند، نادیده گرفتن این هم‌پوشانی معنایی دشوار است. در چنین وضعیتی، مسئله صرفاً بیان یک نقد سیاسی یا طرح یک مطالبه اجتماعی نیست، بلکه نحوه بازنمایی واقعیت‌ها و جهت‌دهی به افکار عمومی اهمیت مضاعف پیدا می‌کند.

مسئله اصلی، مرز میان نقد دلسوزانه و بازتولید ادبیات پروژه فشار خارجی است؛ مرزی باریک اما تعیین‌کننده که عبور آگاهانه یا ناآگاهانه از آن، پیامدهای سیاسی و امنیتی مشخصی به‌دنبال دارد. نقد سیاسی، زمانی در چارچوب منافع ملی تعریف می‌شود که به تقویت انسجام اجتماعی و اصلاح کارکردها منجر شود، نه آنکه ناخواسته در خدمت سناریوهای طراحی‌شده بیرونی قرار گیرد.

مرور فعالیت‌های رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی برخی از این افراد نشان می‌دهد که در موارد متعددی، روایت‌هایی تکرار شده که مستقیماً انسجام ملی را هدف قرار می‌دهد؛ از هم‌صدایی با سناریوهای تنش‌آفرین و القای بی‌ثباتی گرفته تا حمله مستمر به قانون، نهادهای رسمی و سازوکارهای حاکمیتی، آن‌هم با واژگانی که هم‌زمان در خروجی رسانه‌های معاند و اتاق‌های عملیات روانی دیده می‌شود. چنین رویکردی، دیگر صرفاً «انتقاد سیاسی» تلقی نمی‌شود، بلکه کارکردی فراتر یافته و به بخشی از جنگ روایت‌ها تبدیل می‌شود.

از این منظر، ورود دستگاه‌های امنیتی را باید در چارچوب صیانت از امنیت ملی و پیشگیری از تعمیق شکاف‌های اجتماعی تحلیل کرد، نه برخورد سلیقه‌ای یا جناحی با یک جریان سیاسی. پیام این برخورد روشن است: دوران بازی هم‌زمان در دو زمین به پایان رسیده است. نمی‌توان هم از امکانات، تریبون‌ها و ظرفیت‌های رسمی نظام بهره‌مند بود و هم عملاً در پازل «براندازی نرم» و فشار ترکیبی دشمن ایفای نقش کرد.

افکار عمومی نیز به‌خوبی تفاوت میان صدای مطالبات واقعی مردم و بازتاب روایت‌های طراحی‌شده در بیرون از مرزها را تشخیص می‌دهد؛ تمایزی که در شرایط جنگ شناختی و رسانه‌ای، امروز بیش از هر زمان دیگری تعیین‌کننده و سرنوشت‌ساز است.

یادداشت: رامین قانع – کارشناس سیاسی

برچسب ها : ، ، ، ،

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

1 + 10 =